پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۱

جمعی که در لباس می ناب می کشند

دام کتان به چهره مهتاب می کشند

آنان که در مقام رضا آرمیده اند

خمیازه را به ذوق می ناب می کشند

بهر شگون همیشه خراباتیان عشق

صندل به طرف جبهه ز سیلاب می کشند

بیطاقتان که گریه پی دفع غم کنند

صف در نبرد شعله ز سیماب می کشند

جمعی که پشتگرم به عشق ازل نیند

ناز سمور ومنت سنجاب می کشند

زهاد اگر ز توبه خود منفعل نیند

خود را چرا به گوشه محراب می کشند

جایی رسیده است رطوبت که میکشان

دست ودهان خود به هوا آب می کشند

صائب فروغ فیض ز هر بی بصر مجوی

کاین توتیا به دیده بیخواب می کشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۳وقت است نوبهار در عیش وا کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۸هشیار را خرام تو سر مست می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸۰معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.