پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۰

تا سالکان به آبله پایی نمی رسند

صد سال اگر روند به جایی نمی رسند

تا التجا به ناخن تدبیر می برند

این عقده ها به عقده گشایی نمی رسند

این کاهها چنین که مقید به دانه اند

هرگز به وصل کاهربایی نمی رسند

از موج اضطراب اگر پر برآورند

این آبهای مرده به جایی نمی رسند

دارند تا نظر به پروبال خویشتن

این بی سعادتان به همایی نمی رسند

تا از قبول نقش نگردند ساده دل

این آبگینه ها به جلایی نمی رسند

واقف نمی شوند که گم کرده اند راه

تا راهروان به راهنمایی نمی رسند

جمعی که چون قلم پی گفتار می روند

چون طفل نی سوار به جایی نمی رسند

چون نی به برگ وبار نیفشانده آستین

عشاق بینوا به نوایی نمی رسند

بی حاصلی نگر که از این باغ پر شجر

این کورباطنان به عصایی نمی رسند

داد زمین سوخته ماکجا دهند

این ابرها به داد گیایی نمی رسند

تا سالکان به عشق نگردند آشنا

صائب به نور عقل به جایی نمی رسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۲عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۳وقت است نوبهار در عیش وا کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۸هشیار را خرام تو سر مست می کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.