پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶۸

زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند

داغ تو خیمه بر دل آگاه می زند

طوفان طناب خیمه خورشید را گسیخت

شبنم بر این بساط چه خرگاه می زند

دل می کند به خویشتن اسناد اختیار

این قلب زر به نام شهنشاه می زند

آسوده است عشق ز تدبیر عقل پوچ

کی شیر تکیه بر دم روباه می زند

ایمن ز من مباش که درسینه من است

آهی که دشنه بر جگر ماه می زند

دربار خود مبند متاعی که از تو نیست

کاخر همان متاع ترا راه می زند

صائب فتاده است به نقاش چشم من

کی نقش بی ثبات مرا راه می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۰تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۱جمعی که در لباس می ناب می کشند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۲عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۳وقت است نوبهار در عیش وا کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.