پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶۷

یاقوت با لب تودم از رنگ می زند

این خون گرفته بین که چه بر سنگ می زند

مرغی که آگه است زتعجیل نو بهار

در تنگنای بیضه بر آهنگ می زند

هر چند مازعجز درصلح می زنیم

آن از خدا نترس درجنگ می زند

از روی تازه اش گل بی خار می کنم

خاری اگر به دامن من چنگ می زند

روی شکفته از سخن سخت ایمن است

کی بر در گشاده کسی سنگ می زند

چون شعله می شود پروبال نگاه من

خارم به چشم اگر خط شبرنگ می زند

خط صلح داد شعله وخاشاک را به هم

آن سنگدل هنوز در جنگ می زند

سودا ز بس چو شیشه مراخشک کرده است

بر پهلویم تپیدن دل سنگ می زند

خواهد کشید اشک ندامت ازو گلاب

آن گل که خنده بر من دلتنگ می زند

در عالمی که خوردن خون است بیغمی

صائب چو بیغمان می گلرنگ می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶۹زینسان که شیشه خنده مستانه می زند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۰تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۱جمعی که در لباس می ناب می کشند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۲عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۳وقت است نوبهار در عیش وا کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.