پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۷

قربانیان شکفته به قصاب برخورند

چون پل بغل گشاده به سیلاب برخورند

جمعی که ره به چاشنی فقر برده اند

بر روی بوریا ز شکر خواب برخورند

صاف جهان به مردم خاموش می رسد

لب بسته کوزه ها ز می ناب برخورند

اقبال دیدگان به گنهکار و بیگناه

با جبهه گشاده چو محراب برخورند

چون ذره می دوند به هر کوچه عاشقان

شاید به آفتاب جهانتاب برخورند

سر گشتگی به طالع جمعی که آمده است

در چشمه سیراب به گرداب برخورند

هر کس دعا کند به اجابت قرین شود

در هر کجا به یکدگر احباب برخورند

جمعی که از یگانگی نور آگهند

هر شب که شمع نیست ز مهتاب برخورند

صائب سراغ بحر کنند وروان شوند

از سر گذشتگان چو به سیلاب برخورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ابر بهار سینه به گلزار می زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۴عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۵فال وصال او دل رنجور می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۶خط تو راه دین ودل وهوش می زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.