پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶۳

ابر بهار سینه به گلزار می زند

خون شفق علم ز سر خار می زند

زودا که خونچکان شود از خار انتقام

دستی که گل به مرغ گرفتارمی زند

در فصل برگریز کند سیر نوبهار

آیینه ای که غوطه به زنگار می زند

هر کس صلای باده به زهاد می دهد

آبی به روی صورت دیوار می زند

درگلشنی که بال مرا باز کرده اند

شبنم گره به نکهت گلزار می زند

عمری است در میان لب وسینه من است

رازی که بوسه بر لب اظهار می زند

امروز هر که سنگ ملامت به من می رساند

گو دست خود ببوس که بازار می زند

خطی قضا به سینه شهباز می کشد

هر خنده ای که کبک به کهسار می زند

آفت کم است میوه شاخ بلند را

منصور خواب خوش به سر دار می زند

صائب هلاک زمزمه دلنشین ماست

هر کس که ناخنی به رگ تار می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶۵فال وصال او دل رنجور می‌زند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶۶خط تو راه دین ودل وهوش می زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶۷یاقوت با لب تودم از رنگ می زند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۶۸زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۹زینسان که شیشه خنده مستانه می زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۰تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۱جمعی که در لباس می ناب می کشند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷۲عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.