پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶۲

گلزار جوش حسن خداداد می‌زند

باغ از شکوفه موج پریزاد می‌زند

خون لاله لاله می‌چکد از تیغ کوهسار

طاوس سر ز بیضه فولاد می‌زند

چون عندلیب هرکه قدم در چمن گذاشت

بی‌اختیار بر در فریاد می‌زند

هر لاله‌ای که سر زند از کوه بیستون

ساغر به طاق ابروی فرهاد می‌زند

عاشق به هیچ وجه تسلی نمی‌شود

در وصل عندلیب همان داد می‌زند

صائب به روی خود در غم باز می‌کند

هرکس که خنده بر من ناشاد می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶۴عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶۵فال وصال او دل رنجور می‌زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶۶خط تو راه دین ودل وهوش می زند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۶۷یاقوت با لب تودم از رنگ می زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۸زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۹زینسان که شیشه خنده مستانه می زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۰تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷۱جمعی که در لباس می ناب می کشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.