پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۸

آزادگان کجا غم دستار می خورند

این پر دلان قسم به سر دارمی خورند

حیرانیان عشق چو شبنم در این چمن

روزی ز راه دیده بیدار می خورند

آنان که ره به نقطه توحیدبرده اند

از دل همیشه دانه چو پرگار می خورند

از نشاه شراب صبوحی چه غافلند

جمعی که باده را به شب تار می خورند

بر لوح دل چو مصرع رنگین کنند نقش

زخمی که رهروان تو از خار می خورند

نقل شراب سنگ ملامتگران کنند

رندان که باده بر سر بازار می خورند

طوطی به زهر غوطه زد از حرف شکرین

مردم همین فریب ز گفتار می خورند

با آسمان بساز که آیینه خاطران

پیمانه های زهر ز زنگار می خورند

مگذر ز خون من که طبیبان مهربان

گاهی ز لطف شربت بیمار می خورند

از شکر می کنند لب خویش شکرین

گر جام زهر مردم هشیار می خورند

صائب هزار بار به از آب زندگی است

خونی که عاشقان به شب تار می خورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ابر بهار سینه به گلزار می زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۴عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۵فال وصال او دل رنجور می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۶خط تو راه دین ودل وهوش می زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۷یاقوت با لب تودم از رنگ می زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.