پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۶

این غافلان که دست به پیمانه می‌برند

از چشم شیر شمع به کاشانه می‌برند

جان چون کمال یافت نمانند در بدن

انگور چون رسید به میخانه می‌برند

چندین هزار ملک سلیمان به باد رفت

موران همان به خانه خود دانه می‌برند

گردون ستم به خانه خرابان فزون کند

جای خراج گنج ز ویرانه می‌برند

نتوان شمرد دشمن خونخوار را ضعیف

مردان به مور حمله شیرانه می‌برند

میزان عدل میل به یک سو نمی‌کند

عشاق فیض کعبه ز بتخانه می‌برند

صائب جماعتی که به صورت مقیدند

لذت کجا ز معنی بیگانه می‌برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸آزادگان کجا غم دستار می خورند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ابر بهار سینه به گلزار می زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۴عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۵فال وصال او دل رنجور می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.