پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۵

جمعی که زیر خاک دل پاک می برند

با خود بهشت را به ته خاک می برند

روحی که شد لطیف چو شبنم در این چمن

با صد کمند مهر به افلاک می برند

در حشر سر ز روزن جنت بر آورند

آنان که سر به حلقه فتراک می برند

جمعی که همچو غنچه کله کج نهاده اند

چون گل ز باغ سینه صد چاک می برند

نتوان به نور شرم به جز پیش پای دید

از حسن فیض مردم بیباک می برند

هر مال شبهه ای که بود چون حرامیان

دست و دهن به آب کشان پاک می برند

صائب مکن ز چرخ شکایت که عارفان

از سیر گلخن آینه پاک می برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۷قربانیان شکفته به قصاب برخورند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸آزادگان کجا غم دستار می خورند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ابر بهار سینه به گلزار می زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۴عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.