پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۴

از آفتاب چاشنی صبح شد بلند

عمر دوباره یافت ز راه گداز قند

بگذار تا به داغ رهایی شود کباب

صیدی که همچو تاب نپیچد بر آن کمند

ما را چه نسبت است به مجنون که جوش ما

نگذاشت گردباد ز هامون شود بلند

از روی گرم شکوه ما می شود تمام

یک ناله است سرمه آواز این سپند

علم تو چون محیط به اسرار غیب نیست

ز نهار لب ببند ز چون و چرا و چند

چون گل شکفته باش درین انجمن که صبح

تسخیر کرد روی زمین را به نوشخند

در آتش زوال بود نعل رنگ و بو

ز نهار دل به غنچه این بوستان مبند

از گل به وام گوش ستانند بلبلان

در گلشنی که ناله صائب شود بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۶این غافلان که دست به پیمانه می‌برند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵۷قربانیان شکفته به قصاب برخورند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸آزادگان کجا غم دستار می خورند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ابر بهار سینه به گلزار می زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.