پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۳

عشاق دل به دیده روشن کشیده اند

چون ذره رخت خویش به روزن کشیده اند

در جلوه گاه حسن تو منصور وار خلق

کرسی زدار ساخته گردن کشیده اند

منشین فسرده کز پی سامان اشک وآه

آتش ز سنگ و آب ز آهن کشیده اند

گنجور گوهرند گروهی که همچو کوه

درزیر تیغ پای به دامن کشیده اند

دانند من چه میکشم از عقل بوالفضول

جمعی که ناز دوست ز دشمن کشیده اند

زهاد بهر رشته تسبیح بارها

زنار را زدست برهمن کشیده اند

ما بیکسیم ورنه به یک ناله بلبلان

فریادها ز سینه گلشن کشیده اند

خوش باش با زبان ملامت که رهروان

از بهر خار زحمت سوزن کشیده اند

آیینه هاست حسن لطیف بهار را

این پرده هاکه بر رخ گلخن کشیده اند

از بهر چشم زخم چو زنجیر عاشقان

بر گرد خویش حلقه شیون کشیده اند

سوداییان به آتش بی زینهار دل

صائب ز ریگ بادیه روغن کشیده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۵جمعی که زیر خاک دل پاک می برند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵۶این غافلان که دست به پیمانه می‌برند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۵۷قربانیان شکفته به قصاب برخورند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸آزادگان کجا غم دستار می خورند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.