پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۲

عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند

جان داده اند و سر به گریبان کشیده اند

بهر خدا ز خلق شکایت نکرده اند

در راه کعبه ناز مغیلان کشیده اند

در حلقه نظارگیان با کمال قرب

خط بر زمین ز سایه مژگان کشیده اند

چون بوریا شکسته دلان حریم عشق

مشق شکستگی به دبستان کشیده اند

در هیچ ذره نیست که شوری ز عشق نیست

هر جا سری است در خم چوگان کشیده اند

آنها که کار را به درستی بنا کنند

پا را شکسته اند و به دامان کشیده اند

از نقطه یک کتاب سخن اخذ کرده اند

مضمون نامه از لب عنوان کشیده اند

اهل نظر به دیده مردم چو مردمک

در گردشند و پای به دامان کشیده اند

ای حشر خلق را به شکر خواب نیستی

بگذار یک دو روز که طوفان کشیده اند

از تاب آفتاب رخ یار فتنه ها

خود را به زیر سایه مژگان کشیده اند

صائب جواب آن غزل سید ست این

کاین نقش بین که برورق جان کشیده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۴از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵۵جمعی که زیر خاک دل پاک می برند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۵۶این غافلان که دست به پیمانه می‌برند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵۷قربانیان شکفته به قصاب برخورند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸آزادگان کجا غم دستار می خورند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰زیر سپهر دست دعا موج می زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.