پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴۲

آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند

بالین و بستر از گل بی خار کرده اند

از سایه اش سپهر زمین گیر می شود

کوه غمی که بر دل من بار کرده اند

جمعی که چون حباب هوای جوی گشته اند

خود را به هیچ وپوچ گرفتار کرده اند

دامن فشان چو موج ز کوثر گذر کند

آن دیده را که تشنه دیدار کرده اند

با خواب امن صلح فقیران دوربین

از دار وگیر دولت بیدار کرده اند

یکسان به خوب وزشت جهان می کند نظر

آن راکه همچو آینه هموارکرده اند

بسیار غافلان خود آرا بسان شمع

سر در سر علاقه زر تار کرده اند

چون گل فریب خنده شادی نمی خورند

آنان که دل ز گریه سبکبار کرده اند

مگشا به خنده لب که نهال ترا چو شمع

سبز از برای گریه بسیار کرده اند

جمعی که بسته اند نظر صائب از جهان

از خارزار روی به گلزار کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴۴خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۴۵این غافلان که جود فراموش کرده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴۶جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴۷این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴۸مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۴۹گوش از برای نغمه تر آفریده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۵۰گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵۱مردان اگر نفس به فراغت کشیده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.