پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴۳

گر خلق را به حرف دهن باز کرده اند

چشم مرا به روی سخن باز کرده اند

بازآکه از جدایی تیغ تو زخمها

چون ماهیان تشنه دهن باز کرده اند

ما طوطیان مصر شکرخیز غربتیم

ما را ز شیر صبح وطن باز کرده اند

در زیر خاک غنچه نسازند بلبلان

بالی که در هوای چمن باز کرده اند

داغ جنون کباب جگرهای خسته است

چشم سهیل را به یمن باز کرده اند

سیر محیط در گره قطره می کنم

تا چون حباب دیده من باز کرده اند

فردا ز پشت دست ندامت خورند رزق

جمعی که پیش خلق دهن باز کرده اند

جان تازه می شود به حریمی که عاشقان

طومار دردهای کهن باز کرده اند

یارب چه گل شکفته که امروز در چمن

گلها به جای چشم دهن باز کرده اند

باز سفید عالم غیب اند عاشقان

در زیر خاک بال کفن باز کرده اند

صائب سپهر شبنم پا در رکاب اوست

درگلشنی که دیده من باز کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴۵این غافلان که جود فراموش کرده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۴۶جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴۷این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴۸مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴۹گوش از برای نغمه تر آفریده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵۰گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۵۱مردان اگر نفس به فراغت کشیده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵۲عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.