پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴۵

این غافلان که جود فراموش کرده اند

آرایش وجود فراموش کرده اند

آه این چه غفلت است که پیران عهد ما

باقد خم سجود فراموش کرده اند

آن نور غیب را که جهان روشن است ازو

از غایت شهود فراموش کرده اند

از ما اثرمجوی که رندان پاکباز

عنقا صفت نمود فراموش کرده اند

جانها هوای عالم بالا نمی کنند

این شعله هاصعود فراموش کرده اند

آنها که کرده اند ز می توبه در بهار

کیفیت وجود فراموش کرده اند

یاد جماعتی ز عزیزان بخیر باد

کز ما به یاد بود فراموش کرده اند

دست از طمع بشوی که در روزگار ما

مستان سخا وجود فراموش کرده اند

بیمایگان زیان کسان را ز سود خویش

از اشتیاق سود فراموش کرده اند

جمعی که از کفاف زیادت طلب کنند

آسانی وجود فراموش کرده اند

آسوده اند در جگر سنگ چون شرار

جمعی که از نمود فراموش کرده اند

صائب خمش نشین که درین عهد بلبلان

ز افسردگی سرود فراموش کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴۷این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۴۸مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴۹گوش از برای نغمه تر آفریده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵۰گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵۱مردان اگر نفس به فراغت کشیده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵۲عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۵۳عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵۴از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.