پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۵۰

گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند

ما را نیازمند به نازآفریده اند

قد ترا ز جلوه ناز آفریده اند

روی مرا ز خاک نیاز آفریده اند

لعل ترا که نقطه پرگار حیرت است

پوشیده تر ز خرده راز آفریده اند

از آفتاب دل نربوده است هیچ کس

دست تصرف تو دراز آفریده اند

در خیرگی نگاه مرا نیست کوتهی

روی ترا نظاره گداز آفریده اند

صورت پذیر نیست جمال لطیف یار

دل را چه شد که آینه سازآفریده اند

دل را گداخت دیدن آن روی آتشین

این باده را چه شیشه گداز آفریده اند

خورشید طلعتان دل عشاق را چو ماه

صد ره بهم شکسته وباز آفریده اند

ننواخت هیچ کس دل زار مرا به لطف

این رشته را برای چه سازآفریده اند

بهر نیاز هر خم ابروست قبله ای

این قبله از برای نماز آفریده اند

عالم سیاه در نظر آب زندگی است

تا آن عقیق تشنه نواز آفریده اند

کوته ز آفتاب قیامت نمی شود

شبهای هجر را چه دراز آفریده اند

کبکم ولیک خون من بیگناه را

گیرنده تر ز چنگل باز آفریده اند

از خاکدان دهر سلامت طوع مدار

کاین بوته را برای گدازآفریده اند

صائب ز دلشکستگی خود غمین مباش

کان زلف را شکسته نواز آفریده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵۲عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵۳عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۵۴از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵۵جمعی که زیر خاک دل پاک می برند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵۶این غافلان که دست به پیمانه می‌برند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵۷قربانیان شکفته به قصاب برخورند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸آزادگان کجا غم دستار می خورند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.