پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ گرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ خواب وقتِ فیض در محراب می‌گیرد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ التفاتِ زاهدانِ خشک، تر سازد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ شورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ چشمِ او چندان که مستِ خواب می‌سازد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ تَر‌زبانی معدنِ زَنگار می‌سازد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ تنگ ظرفم، بادهٔ کم زور می سازد مرا
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ دیدنِ لعلِ لبش خاموش می‌سازد مرا
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ تن‌پرستی زیردستِ خاک می‌سازد مرا
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرا
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرا
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ عشقِ پنهان باعثِ روشن‌روانی شد مرا
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ سر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ تا به کی بندِ گرانجانی به پا باشد مرا
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ چون ز دنیا نعمتِ الوان هوس باشد مرا؟
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ بلبلِ خوش نغمه‌ام، با گل سخن باشد مرا
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ پرده‌دار و حاجب و دربان نمی‌باشد مرا
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ داغ عشق از سینهٔ روشن به‌ دست آمد مرا
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ بشکفد پروانه چون در انجمن بیند مرا
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ چون به خاطر آن دو لعلِ آبدار آید مرا
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ صبح از جان‌های روشن یاد می‌آید مرا
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ شد مسلسل بوی گل، زنجیر می‌باید مرا
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ زلف را نبود سرانجامی که می‌باید مرا
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ نیست تاب درد غربت جان افگار مرا
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ گرچه سیمای خزان دارد رخ چون زر مرا
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ شد یکی صد شورش عشق از نصیحتگر مرا
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ می کشد خاطر به جا و منزل دیگر مرا
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ داغ رسوایی خدادادست منصور مرا
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ نیست ظرف باده توحید، مخمور مرا
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ بی زبانی پرده داری می کند راز مرا
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ نیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرا
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ شد گرفتاری فزون در روزگار خط مرا
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ نیست بر ابرِ بهاران، دیدهٔ پر نم مرا
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ در بهشت افکند آن رخسار گندم گون مرا
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ نان به خون دل شد از تیغ زبان رنگین مرا
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ شیشه ای، می بود اگر چون شمع بر بالین مرا
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ طاق کرد از هر دو عالم طاقِ آن ابرو مرا
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا

متن اشعار به نقل از گنجور.