پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹

دیدنِ لعلِ لبش خاموش می‌سازد مرا

تنگ‌ظرفم، رنگِ می مدهوش می‌سازد مرا

مُهرهٔ گهواره‌ام اشک است چون طفلِ یتیم

می‌خورد خون دایه تا خاموش می‌سازد مرا

شعله‌های شوخ از صَرصَر شود بی‌باک‌تر

سیلی استاد، بازیگوش می‌سازد مرا

پردهٔ شرم و حجابِ من ز گل نازکترست

گرمیِ نَظّاره شبنم‌پوش می‌سازد مرا

می‌کنم در جرعهٔ اول سبکبارش ز غم

چون سبو هر کس که بارِ دوش می‌سازد مرا

حسنِ مهتابی مرا می‌ریزد از هم چون کتان

از بهار افزون خزان مدهوش می‌سازد مرا

گر چنین خواهد ز روی دردِ بلبل ناله کرد

همچو شاخِ گل سراپا گوش می‌سازد مرا

همچنان بر سروِ سیمینِ تو می‌لرزد دلم

گر نسیم از برگِ گل آغوش می‌سازد مرا

گر‌چه می‌داند نماند برق پنهان در سحاب

آسمانِ ساده‌دل خس‌پوش می‌سازد مرا

صائب از گفت و شنودِ خلق مغزم پوچ شد

گوش سنگین و لب خاموش می‌سازد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲برگِ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵عشقِ پنهان باعثِ روشن‌روانی شد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶سر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷تا به کی بندِ گرانجانی به پا باشد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.