پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷

تا به کی بندِ گرانجانی به پا باشد مرا

این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا

در جهانِ پاکبازی فقر هم دام بلاست

مهره در ششدر ز نقشِ بوریا باشد مرا

فکرِ آب و دانه در کنجِ قفس بی حاصل است

زیرِ چرخ، اندیشهٔ روزی چرا باشد مرا

تا ننوشانم، نگردد در مذاقم خوشگوار

در قدح چون خضر اگر آبِ بقا باشد مرا

برنمی‌آیم به رنگی هر زمان چون نوبهار

سروِ آزادم که دایم یک قبا باشد مرا

نیست مرکز تابعِ پرگار در سرگشتگی

گر رود از جایِ گردون دل به جا باشد مرا

سبزهٔ تیغِ ترا خونِ دو عالم شبنمی است

کیستم من کز تو چشمِ خونبها باشد مرا

خصمِ عاجز را مروّت نیست‌ کردن پایمال

سبز سازم، خار اگر در زیر پا باشد مرا

موج نتواند گرفتن دامنِ سیلاب را

مانعِ رفتار چون زنجیرِ پا باشد مرا؟

می‌کنم بر بسترِ گل خواب از بی‌حاصلی

بر سرِ بالین اگر برقِ فنا باشد مرا

من که صائب از نسیمِ گل شوم بی دست و پا

طاقتِ نظارهٔ گلشن کجا باشد مرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹چون ز دنیا نعمتِ الوان هوس باشد مرا؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۰بلبلِ خوش نغمه‌ام، با گل سخن باشد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۱پرده‌دار و حاجب و دربان نمی‌باشد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲داغ عشق از سینهٔ روشن به‌ دست آمد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳بشکفد پروانه چون در انجمن بیند مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴چون به خاطر آن دو لعلِ آبدار آید مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۵صبح از جان‌های روشن یاد می‌آید مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶شد مسلسل بوی گل، زنجیر می‌باید مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.