پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱

نیست ممکن قُربِ آتش بال و پر سوزد مرا

چون سمندر دوری آتش مگر سوزد مرا

گر چنین حسنِ گلو‌سوزش جگر سوزد مرا

از سرشکِ آتشین، مژگانِ تر سوزد مرا

از لطافت می‌شود هر دم به رنگی عارضش

تا به هر نظّاره‌ای رنگِ دگر سوزد مرا

چون توانم از تماشایش نظر را آب داد؟

آن که رخسارش نگه در چشمِ تر سوزد مرا

گر چنین خواهد شد از می عارضِ او آتشین

خون چو داغِ لاله در لَختِ جگر سوزد مرا

کی به خلوت، رُخصتِ بَر گِردِ سَر گشتن دهد؟

آتشین‌خویی که در بیرونِ در سوزد مرا

بهرِ روغن، آبروی خود چرا ریزم به خاک؟

تا چراغ از آبِ خود همچون گهر سوزد مرا

شمع را هرگاه گردد گِردِ سر پروانه‌ای

بی پر و بالی ز آتش بیشتر سوزد مرا

از پرستاران، به غیر از اشک و آهِ آتشین

کیست بر بالین، چراغی تا سحر سوزد مرا

فیضِ صبحِ زنده‌دل بیش است از دل‌های شب

مرگِ پیران از جوانان بیشتر سوزد مرا

شمعِ محفل گر نپردازد به من از سرکِشی

گرمیِ پرواز صائب، بال و پر سوزد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳از سرِ زلفِ تو بر دل، کار مشکل شد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵عشقِ پنهان باعثِ روشن‌روانی شد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶سر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷تا به کی بندِ گرانجانی به پا باشد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹چون ز دنیا نعمتِ الوان هوس باشد مرا؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰بلبلِ خوش نغمه‌ام، با گل سخن باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.