پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰

شد یکی صد شورش عشق از نصیحتگر مرا

کشتی از باد مخالف گشت بی لنگر مرا

تا چو طوطی از سخن کردند شیرین کام من

نی به ناخن می کند شیرینی شکر مرا

موج را سرگشته سازد حلقه گرداب بیش

می کند جمعیت خاطر پریشان تر مرا

نیست در زندان آب و گل خلاصی از جهات

جذبه ای کو تا برآرد مهره زین ششدر مرا؟

بر ندارد پیچ و تاب شوق دست از رشته ام

گرچه لاغر می کند نزدیکی گوهر مرا

گر به این عنوان شود ناز خریداران زیاد

می شود آب از کسادی سبز در گوهر مرا

از نصیحت شد ثبات پای من در عشق بیش

کشتی از باد مخالف شد گران لنگر مرا

یاد ایامی که از رنگین خیالی هر نفس

سیر می فرمود دل در عالم دیگر مرا

شمع رعنایی که من دارم وصالش در نظر

گرمی پرواز خواهد سوخت بال و پر مرا

بی کشاکش خوشترست از سایه بال هما

بی سرانجامی گذارد اره گر بر سر مرا

چون علم در حلقه جمعیتم تنها همان

برنمی آرد ز وحدت کثرت لشکر مرا

چشم بر جنت ندارم کز عقیق آبدار

کرد دلسرد آن بهشتی روی از کوثر مرا

بار منت بر نمی تابد دل آزاده ام

دل سیه می گردد از پرداز روشنگر مرا

آفتاب عقل صائب در زوال آورد روی

سایه داغ جنون افتاد تا بر سر مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲داغ رسوایی خدادادست منصور مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳نیست ظرف باده توحید، مخمور مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴بی زبانی پرده داری می کند راز مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶نیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷شد گرفتاری فزون در روزگار خط مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۹می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.