پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴

بی زبانی پرده داری می کند راز مرا

می دهد خاموشی من سرمه غماز مرا

گر برون آید، به خون خود گواهی می دهد

ناله تا در دل نگردد خون، هم آواز مرا

از نوازش منت روی زمین دارد به من

چرخ سنگین دل زند گر بر زمین ساز مرا

گوش گل بی پرده از گلبانگ من گشت و هنوز

باغبان سنگدل نشنیده آواز مرا

کی به ساحل می گذارد موجه خود را محیط؟

از شکستن نیست پروا بال پرواز مرا

سیل از ویرانه من شرمساری می برد

نیست جز افسوس در کف خانه پرداز مرا

از شبیخون نسیم صبح ایمن می شود

شمع اگر فانوس سازد پرده راز مرا

از دو عالم دوخت چشمم دوربینی های عشق

تا کجا خواهد گشودن چشم شهباز مرا

عقل اگر صائب نسازد با دل من گو مساز

عشق با آن بی نیازی می کشد ناز مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶نیست ممکن بر گرفتن دیده از رویش مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷شد گرفتاری فزون در روزگار خط مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۸از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱نیست بر ابرِ بهاران، دیدهٔ پر نم مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲چهره شد نیلوفری از سیلی اخوان مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.