پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۳

پرده ظلمت نپوشد چشم حیران مرا

شمع کافوری است بیداری شبستان مرا

بخیه انجم اگر بندد دهان صبح را

می توان کردن رفو چاک گریبان مرا

دیده شیران نیستان را دعای جوشن است

نیست پروایی ز اشک گرم مژگان مرا

دامن پاکان ندارد احتیاج شستشو

اشک شبنم دیده شورست بستان مرا

هر حبابی مهره گل گردد از گرد گناه

بحر رحمت از کرم شوید چو دامان مرا

از سیه روزی نیم غمگین که چون موج سراب

شب کند شیرازه، اوراق پریشان مرا

صائب از اندیشه سامان دل من فارغ است

آن که سر داده است، خواهد داد سامان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۵برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.