پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷

می پرد امشب ز شادی دیده روزن مرا

خانه از روی که یارب می شود روشن مرا؟

تا به چشمم نور وحدت سرمه بینش کشید

هر کف خاکی بود چون وادی ایمن مرا

کی ز پیچ و تاب می شد رشته جانم گره؟

آب باریکی اگر می بود چون سوزن مرا

تیره روزان صیقل آیینه یکدیگرند

زنگ از دل می برد خاکستر گلخن مرا

خوشترست از جامه پوشیده، عریان زیستن

تیره می گردد نظر از بوی پیراهن مرا

فتح باب من بود در بستن چشم و دهان

می شود از روزن مسدود، دل روشن مرا

ربط من چون لاله با داغ جنون امروز نیست

بود دایم اخگری در زیر پیراهن مرا

پیش دریا نعل بی تابی مرا در آتش است

خار نتواند چو سیل آویخت در دامن مرا

فلس من چون ماهیان محضر به خون من نوشت

حلقه فتراک شد هر حلقه زین جوشن مرا

بی رخ او داغ در زیر سیاهی مانده ای است

دیده خورشید اگر صائب شود روزن مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳در بهشت افکند آن رخسار گندم گون مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵نان به خون دل شد از تیغ زبان رنگین مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.