پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶

پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا

چون علم، ناموس لشکرهاست بر گردن مرا

صورت حال جهان زنگی و من آیینه ام

جز کدورت نیست حاصل از دل روشن مرا

چون علم می بایدم زد غوطه در دریای تیغ

نیست بر تن گرچه غیر از پیرهن جوشن مرا

برنمی تابد فروغ عاریت کاشانه ام

گل فتد از مهر و مه در دیده روزن مرا

فیض اشک گرم من خورشید را دارد کباب

می شود سنگ ملامت لعل در دامن مرا

در بهشت افتاد، هر کس باغ خود از خانه کرد

سینه پر داغ دارد فارغ از گلشن مرا

نیستم در انجمن غافل ز استعداد جنگ

هست چون فانوس، جوشن زیر پیراهن مرا

فکر بی حاصل سرم را در گریبان غوطه داد

رستمی کو تا برآرد زین چه بیژن مرا؟

حاصل من برنمی آید به ارباب سؤال

خوشه چین از دانه افزون است در خرمن مرا

بی قراری های من منزل نمی داند که چیست

نیست چون ریگ روان دلگیری از رفتن مرا

از سیه روزان چراغ عیش من روشن شود

نیست باغ دلگشا جز گوشه گلخن مرا

خار دیوارم، برومندی نمی دانم که چیست

جلوه خشکی است صائب روزی از گلشن مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰سبز می گردد روان چون آب از ماندن مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱یارب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳در بهشت افکند آن رخسار گندم گون مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵نان به خون دل شد از تیغ زبان رنگین مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.