پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵

نان به خون دل شد از تیغ زبان رنگین مرا

ترزبانی در گلو شد گریه خونین مرا

داغ دارد شعله سرگرمیم خورشید را

می شود روشن چراغ کشته بر بالین مرا

شد دو بالا حرص دنیای من از قد دوتا

در فلاخن گشت این خواب سبک، سنگین مرا

دشمن خونخوار از تیغ زبانم ایمن است

چون گل بی خار، منتهاست بر گلچین مرا

حسن بی اندازه را حیرت سزاوارست و بس

بس بود فهمیدگی از مستمع، تحسین مرا

چون سپر تا چند در میدان جانبازان عشق

طعمه شمشیر سازد جبهه پرچین مرا

این سر پر شور کز قسمت نصیب من شده است

زود خواهد کرد با منصور، هم بالین مرا

شورش مجنون من از کوه غم ساکن نشد

کی تواند داد سنگ کودکان تسکین مرا؟

داغ نومیدی مرا از لاله زاران خوشترست

چشم بر روزن بود از خانه رنگین مرا

زهره می بازد عقاب از خنده مستانه ام

من نه آن کبکم که صید خود کند شاهین مرا

رزق دندان ملامت می شود صائب لبش

همچو خون مرده هر کس می کند تلقین مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷شیشه ای، می بود اگر چون شمع بر بالین مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹طاق کرد از هر دو عالم طاقِ آن ابرو مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱باعثِ آزار شد ترکِ دل‌آزاری مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲جلوهٔ برقی است در میخانه هشیاری مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴نیست بر خاطر غباری از پریشانی مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.