پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶

خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا

بالش پر می شود سنگی که شد بالین مرا

آهم از دل تا به لب جولان کند در لاله زار

در گلو از بس گره شد گریه خونین مرا

بس که ترسیده است از خواب پریشان چشم من

می گزد چون مار و عقرب بستر و بالین مرا

از گرانی سنگلاخ آرد برون سیلاب را

کی شود سنگ ملامت لنگر تمکین مرا؟

در چمن چون از خمار باده گردم بی قرار

تاک از دست نوازش می دهد تسکین مرا

من که چون خورشید از خوانش به قرصی قانعم

می کشد گردون چرا در خاک و خون چندین مرا؟

نیست از غفلت، نپردازم اگر دل را ز زنگ

ترسم این آیینه روشن، کند خودبین مرا

ز آب تلخ و شور، روی خود نگرداندم ترش

تا چو گوهر استخوان در بحر شد شیرین مرا

درک فکر نازک من شاهد فهمیدگی است

می کند تحسین خود، هر کس کند تحسین مرا

در مذاق من به است از خنده دندان نما

اره گر بر سر گذارد جبهه پرچین مرا

مستمع را می برد صائب کلام من ز هوش

کیست تا آید برون از عهده تحسین مرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹طاق کرد از هر دو عالم طاقِ آن ابرو مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱باعثِ آزار شد ترکِ دل‌آزاری مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲جلوهٔ برقی است در میخانه هشیاری مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴نیست بر خاطر غباری از پریشانی مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.