پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸

چشم شوخش می برد آرام و تسکین مرا

می دهد سر در بیابان کوه تمکین مرا

گردش چشمی که من دیدم ازان وحشی غزال

در فلاخن می گذارد خواب سنگین مرا

پای گل را می گرفت از اشک خجلت در نگار

باغبان می دید اگر دست نگارین مرا

می شدی زنار خونین جوی شیرش بر کمر

بیستون گر می کشیدی ناز شیرین مرا

بعد مردن نیست حیرت گر ز سر گیرم حیات

گر کنند از خشت خم احباب بالین مرا

گرچه خون را مشک می‌سازم، سپهر تنگ چشم

خون به منت می دهد آهوی مشکین مرا

کرد تحسین رسایی های فهم خویشتن

آن که تحسین کرد صائب فکر رنگین مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱باعثِ آزار شد ترکِ دل‌آزاری مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲جلوهٔ برقی است در میخانه هشیاری مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۳تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۴نیست بر خاطر غباری از پریشانی مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶چشم مستش از نگاهی کرد سودایی مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷در دل هر قطره آماده است دریایی مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.