پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا

بس بود چون لاله داغی یادگار او مرا

یک دهن خمیازه ام چون زخم، بی شمشیر او

عالم آب است تیغ آبدار او مرا

خط باطل می کشد بر صفحه آیینه ها

گر دل روشن کند آیینه دار او مرا

می کند گرد یتیمی آب گوهر را زیاد

نیست گردی بر دل از خط غبار او مرا

خون من خواهد گرفت از دامن او گرد من

کرد اگر با خاک یکسان انتظار او مرا

می کنم از نامه و پیغام، اظهار حیات

سخت جانی کرد آخر شرمسار او مرا

صائب از خشم و عتاب او ندارم شکوه ای

خوشترست از صد گل بی خار، خار او مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲جلوهٔ برقی است در میخانه هشیاری مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴نیست بر خاطر غباری از پریشانی مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶چشم مستش از نگاهی کرد سودایی مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷در دل هر قطره آماده است دریایی مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸می کشد در خاک و خون مژگان دلجویی مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹گر به این دستور خیزد، شمع ماتم می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.