پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

جلوهٔ برقی است در میخانه هشیاری مرا

از پی تغییرِ بالین است بیداری مرا

چون فَلاخَن کز وصالِ سنگ دست‌افشان شود

می‌دهد رطلِ گران از غم سبکباری مرا

تا نیابم در سخن میدان، نمی‌آیم به حرف

همچو طوطی لوحِ تعلیم است همواری مرا

نیست چون ریگ، روانم در سفر واماندگی

راحتِ منزل بود از نرم‌رفتاری مرا

بس که چون آیینه دیدم از جهان نادیدنی

نیست بر خاطر غبار از چرخ زنگاری مرا

مردِ بی برگ و نوا را کاروان در کار نیست

می‌کند چون تیغ، عریانی سپر‌داری مرا

گوسفندی از دهانِ گرگ می‌آرد برون

هر که چون یوسف کند ز اخوان خریداری مرا

بس که می‌سوزد دلش بر بی‌قراری‌های من

شمعِ بالین می‌شود انگشتِ زنهاری مرا

نیست غم از تیر‌باران جوشنِ داود را

می‌کند عشق از غمِ عالم نگهداری مرا

نسبتِ من با گنه، آیینه و خاکسترست

روسفیدی‌هاست حاصل از سیه‌کاری مرا

نیست صائب چاه و زندان بر دلِ من ناگوار

همچو یوسف می‌فزاید عزّت از خواری مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴نیست بر خاطر غباری از پریشانی مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶چشم مستش از نگاهی کرد سودایی مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷در دل هر قطره آماده است دریایی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸می کشد در خاک و خون مژگان دلجویی مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹گر به این دستور خیزد، شمع ماتم می کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰جامه آزادگی چالاک باشد سرو را
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱دردمندی سر به گردون می رساند آه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.