پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

دردمندی سر به گردون می رساند آه را

می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را

قطع صحرای عدم را عمر جاویدان کم است

من به جان بی نفس چون طی کنم این راه را؟

در به روی طالب حق می شود از ذکر باز

نیست جز این حلقه دیگر حلقه آن درگاه را

باعث افزایش روشن ضمیران کاهش است

کز شکست خویش باشد مومیایی ماه را

می شود چشم من حیران هم از دیدار سیر

از تهی چشمی اگر یوسف برآرد چاه را

پیش ازین صائب دلم در قید حب جاه بود

ریشه کن کرد از دل من عشق، حب جاه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴کاسه زانوست جام جم دل آگاه را
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵دلفریبی چون به جولان آورد آن ماه را
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶نیست پروای فنای خود دل وارسته را
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷گو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته را
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰جا به عرش دوش خود دادم سبوی باده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.