پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹

بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را

من به راه انداختم این کاروان خفته را

مرگ بر ارباب غفلت تلخ تر از زندگی است

گرگ می آید به خواب اکثر شبان خفته را

نقد انفاس گرامی رفت از غفلت به باد

راهزن از خویش باشد کاروان خفته را

مهر بر لب زن که می ریزد نمک در چشم خواب

خنده بی شرمی گلها خزان خفته را

شد ره خوابیده بیدار و همان آسوده اند

برده گویا خواب مرگ این همرهان خفته را

از نصیحت غافلان را بی خودی گردد زیاد

طبل رحلت می شود افسانه جان خفته را

زود گردد چهره بی شرم پامال نگاه

می رود گلشن به غارت باغبان خفته را

از فسون عقل می گردد گرانجانی زیاد

خارخار عشق می باید روان خفته را

عالم از افسردگان یک چشم خواب آلود شد

کو قیامت تا برانگیزد جهان خفته را؟

جان قدسی را به نور عشق صائب زنده دار

شمع می باید به بالین میهمان خفته را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱نیست یک جو غم ز بی برگی دل آزاده را
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲دل شود شاد از شکست آرزو آزاده را
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳عمر در تلخی سرآید در شراب افتاده را
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶دل سیه سازد در و دیوار، سودا کرده را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.