پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸

کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را

پایکوبی آب شد این سبزه خوابیده را

می شود ظاهر عیار فقر بعد از سلطنت

توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را

تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟

کعبه هیهات است پوشد جامه پوشیده را

همت عالی شود نازل ز پیوند خسیس

برگ کاهی مانع از پرواز گردد دیده را

منع ما از سیر گلزار ای چمن پیرا مکن

ور نه برمی چیند آهی این بساط چیده را

قدر یاقوت لب او را که می داند که چیست؟

جوهری قیمت نداند جوهر نادیده را

گرمخونی می کند بیگانگان را آشنا

موج می شیرازه گردد صحبت پاشیده را

صیقل دل های بی غم گرچه باشد ماه عید

تازه می سازد به ناخن داغ ماتم دیده را

رتبه کامل عیاران بیش گردد از محک

نیست پروایی ز میزان مردم سنجیده را

خود حسابان صائب از دیوان محشر فارغند

از حساب اندیشه ای نبود قیامت دیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰از خسیسان چاره نبود مردم بگزیده را
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱از هوا گیرد سر دیوانه سنگ خاره را
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲در شکایت ریختی دندان نعمت خواره را
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۴می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۵طی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶چون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷نیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.