پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰

از خسیسان چاره نبود مردم بگزیده را

می شود گاهی به برگ کاه حاجت، دیده را

نیک بیش از بد حجاب راه بینایان شود

زحمت گل بیشتر از خار باشد دیده را

قدر صحرای عدم را رفتگان دانند چیست

توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را

نیست در طبع گرانجانان نصیحت را اثر

شور محشر برنیانگیزد ره خوابیده را

چشم خواب آلود را در خلوت دل بار نیست

حاش لله کعبه پوشد جامه پوشیده را

لازم غفلت بود خواری، نبینی رهروان

می کنند اکثر به پا بیدار، ره خوابیده را؟

از علایق فارغند آزاد مردان همچو سرو

خار نتواند گرفتن دامن برچیده را

نیست آسان معنی پیچیده صائب یافتن

رهنما از پیچ و تاب است این ره پیچیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲در شکایت ریختی دندان نعمت خواره را
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵طی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه را
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶چون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷نیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸هر که دید از باده لعلی به سامان شیشه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.