پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴

می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را

چند بتوان در گریبان داشت آتشپاره را؟

خون به جای آب از سرچشمه ها گردد روان

کوه بردارد اگر درد من بیچاره را

عالم افسرده را مشاطه ای چون عشق نیست

صحبت فرهاد آدم کرد سنگ خاره را

می کشد دامن به خون بی گناهان جلوه اش

نیست پروای سلیمان آن پری رخساره را

آسمان آسوده است از بی قراری های ما

گریه طفلان نمی سوزد دل گهواره را

دشمنان خویش را بی عشق دیدن مشکل است

می کنم قسمت به بی دردان، دل صد پاره را

می کند امروز صائب موم نی در ناخنم

من که ناخن گیر می کردم به آهی، خاره را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶چون دهد پیغام تسکین بی قرار بوسه را؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷نیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه را
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸هر که دید از باده لعلی به سامان شیشه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱نیست در طالع قدوم میهمان این خانه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۲می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳سنگ طفلان مومیایی شد دل دیوانه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.