پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷

نیست از داغ جنون پروا دل غم پیشه را

دیده شیرست کرم شبچراغ این بیشه را

راز عشق از دل تراوش می کند بی اختیار

این شراب برق جولان می گدازد شیشه را

پیر را طول امل بیش از جوان پیچید به هم

می کند مطلق عنان خاک ملایم ریشه را

نیست غافل عشق بی پروا ز مرگ کوهکن

نقش شیرین می کند شیرین دهان تیشه را

صائب از اندیشه موی میان غافل مباش

کاین ره باریک نازک می کند اندیشه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱نیست در طالع قدوم میهمان این خانه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳سنگ طفلان مومیایی شد دل دیوانه را
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵کرد سودا آسمان سیر این دل دیوانه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶بیش شد از چوب گل سودا من دیوانه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.