پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟

سیل یک مهمان ناخوانده است این ویرانه را؟

چاک سازند آسمان ها خیمه نیلوفری

دست اگر بردارم از لب نعره مستانه را

عشق اگر از حسن عالمسوز بردارد نقاب

شمع چون پروانه گردد گرد سر پروانه را

شد مکرر می پرستی، گردش چشمی کجاست؟

تا نهم بر طاق نسیان شیشه و پیمانه را

فارغم از آشنایان تا به دست آورده ام

دامن لفظ غریب و معنی بیگانه را

تا نظر بر خالش افکندم گرفتارش شدم

هست از صد دام گیرایی فزون این دانه را

فارغند از عیش تلخ ما زمین و آسمان

نیست باک از تلخی می شیشه و پیمانه را

چون خسیسان بخت سبز از چرخ مینایی مجو

از زمین دل برآر این سبزه بیگانه را

حرف اهل درد را صائب به بی دردان مگوی

پیش خواب آلودگان کوته کن این افسانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶بیش شد از چوب گل سودا من دیوانه را
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷از سر و سامان چه می پرسی من دیوانه را؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸شمع چندانی که سوزد بال و پر پروانه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹کوکب سعدی بود از هر شرر پروانه را
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰از نظرها چون کند وحشت نهان دیوانه را
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳هست یک نسبت به نیک و بد دل بی کینه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.