پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲

صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه را

می کند دربسته آهی خانه آیینه را

درد و داغ عشق را در دل نهفتن مشکل است

این سپند شوخ، مجمر می کند گنجینه را

عمر باقی مانده را نتوان به غفلت صرف کرد

ساقیا پیش آر آن ته شیشه دوشینه را

زنگ از آیینه تاریک صیقل می برد

مگذران بی باده روشن شب آدینه را

هیچ سیل خانه پردازی چو گرد کینه نیست

در درون خانه باشد خصم، صاحب کینه را

گل ز شبنم در دل شبها نمی باشد جدا

خودپرستان در بغل گیرند شب آیینه را

از نمد، آیینه صائب در حصار آهن است

صوفیان دانند قدر خرقه پشمینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴از غباری خانه گردد بی صفا آیینه را
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵چهره ات خورشید سیما می کند آیینه را
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶چهره ات بال سمندر می کند آیینه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷چهره ات گل در گریبان می کند آیینه را
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۸یک نفس گر دور سازی از کنار آیینه را
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹شوق دیدار تو می بخشد نظر آیینه را
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰گر زند آتش به جان رویش چنین آیینه را
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.