پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱

از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ما

چون زمین شور از خود می تراود آب ما

آبروی گوهر از گرد یتیمی می شویم

بحر را سازد غبارآلود اگر سیلاب ما

با کمال بی قراری دلنشین افتاده ایم

در کف آیینه لنگر می کند سیماب ما

آه سرد ما جهانی را به شور آورده است

می کند کار نمک در دیده ها مهتاب ما

از دل چاکیم در دیر و حرم با آبروی

کافر و مؤمن نمی پیچد سر از محراب ما

بحر را وجد و سماع ما به شور آورده است

آه از آن ساعت که از گردش فتد گرداب ما

بحر را سرپنجه مرجان نیندازد ز جوش

دست کوته دار زنهار از دل بی تاب ما

استخوان در پیکر ما توتیا خواهد شدن

گر چنین گردد گران صائب ز غفلت خواب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۳داغ برگ عیش گردد در دل ناشاد ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۴از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷از ته دل نیست در میخانه استغفار ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹می نماید پایکوبان دار را منصور ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۰حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.