پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵

صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما

کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما

از رگ خامی نباشد میوه ما ریشه دار

پختگی پیداست چون آتش ز رنگ زرد ما

فتح ما آزاد مردان در شکست خود بود

گو دل از ما جمع دارد دشمن نامرد ما

می شود مژگان آتشبار، هر خاری که هست

بر گلستان بگذرد گر آه غم پرورد ما

بازی ما گرچه اول خام می آید به چشم

در عقب دارد تماشاهای رنگین، نرد ما

دامن صحرا ز اشک آهوان شد لاله زار

روی در حی کرد تا مجنون صحراگرد ما

ناز پرورد خرام قامت رعنای اوست

برنمی خیزد به تعظیم قیامت، گرد ما

این جواب آن غزل صائب که طالب گفته است

بعد ازین از خاک، معشوقانه خیزد گرد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷از ته دل نیست در میخانه استغفار ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹می نماید پایکوبان دار را منصور ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۰حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳پنبه دامن می کشد از داغ مرهم سوز ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.