پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۹

می نماید پایکوبان دار را منصور ما

تاک را آتش عنان سازد می پر زور را

هر سبکدستی نیارد نغمه از ما واکشید

ناخن شیرست مضراب رگ طنبور ما

کی حصاری می تواند ساخت طوفان را تنور؟

نیست ممکن خم برآید با می پر زور ما

زخم ما را هر شکرخندی نمی آرد به شور

بر نمکدان قیامت می زند ناسور ما

گردن بیهوده ای از دور مینا می کشد

گوش ماهی می شمارد بحر را مخمور ما!

گرچه پیریم، از جوانان جهان خوشدل‌تریم

خنده ها بر صبح دارد موی چون کافور ما

عقل ناقص پرده ساز و نغمه ما پرده سوز

دست کوته دار ای ماه از شب دیجور ما

کوه را از کبک می سازد سبکرفتارتر

چون به صحرا رو نهد دیوانه پر شور ما

دل چو روشن شد، چراغ عاریت در کار نیست

صافی شهدست شمع خانه زنبور ما

خاکساری پیش ما از ملک چین بالاترست

آب از ظرف سفالین می خورد فغفور ما

سخت جانی هاست دامنگیر، ورنه هر شرار

جلوه برق تجلی می کند در طور ما

رتبه افکار ما صائب بلند افتاده است

کی رسد هر کوته اندیشی به فکر دور ما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳پنبه دامن می کشد از داغ مرهم سوز ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵تا خرام قامت او برد از سر هوش ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶شد چو گل از روی خندان، خرده زر رزق ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۷آهوان را در کمند آورد چشم پاک ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸قرعه و تسبیح را محرم نداند حال ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.