پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵

تا خرام قامت او برد از سر هوش ما

پشت بر دیوار چون محراب ماند آغوش ما

آمدی ای عشق و آتش در صلاح ما زدی

خوب کردی، پینه ای بود این ردا بر دوش ما

جوهر ما را می لعلی نمایان می کند

می شود از باده افزون آب و رنگ هوش ما

جام ما در پرده دارد نغمه های جانگداز

دست خود کوتاه دارید از لب خاموش ما

نعره ما می کند مهر خموشی را سپند

خشت خم را در فلاخن می گذارد جوش ما

پشتبانی چون سبو داریم در دیر مغان

گو مزن دست نوازش آسمان بر دوش ما

نیستی صائب حریف داغ های سینه سوز

دست خود کوتاه دار از سینه پرجوش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷آهوان را در کمند آورد چشم پاک ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸قرعه و تسبیح را محرم نداند حال ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹از نصیحت خامتر گردد دل خودکام ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰مهر خاموشی که گیرد از دهان زخم ما؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱چون حباب از یکدلان باده نابیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲با طلب مطلوب را همخانه می یابیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳راز دل ها را ز لوح سینه می یابیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴نه ز خامی نقش ها را خام می بندیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.