پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳

راز دل ها را ز لوح سینه می یابیم ما

آب و رنگ گوهر از گنجینه می یابیم ما

عینک بینایی ما دوربین افتاده است

فیض شنبه از شب آدینه می یابیم ما

آنچه از پیر طریقت کشف نتواند شدن

در خرابات از می دیرینه می یابیم ما

شب به چشم ما نسازد روز روشن را سیاه

فیض صبح از سینه بی کینه می یابیم ما

نیست بر دست سبوی باده چشم ما چو جام

نشأه صهبا ز جوش سینه می یابیم ما

قسمت شاهان نمی گردد ز الوان نعم

آنچه از نان جو و کشکینه می یابیم ما

درنیابند از سمور و قاقم و سنجاب، خلق

گرمیی کز خرقه پشمینه می یابیم ما

می زداید زنگ از دل جلوه گاه یار هم

لذت دیدار از آیینه می یابیم ما

هرچه هر کس را بود در دل نهان، چون آینه

صائب از فیض صفای سینه می یابیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶ناامیدی بر دهد اشکی که می‌باریم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷با زمین گیری سپهر گرم رفتاریم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸در نظرها گرچه بیکاریم در کاریم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹دیده سیر و دل بی مدعا داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱شیوه های چشم او را در نظر داریم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲از حیات بی وفا یاری طمع داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.