پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸

در نظرها گرچه بیکاریم در کاریم ما

همچو مرکز پای برجاییم و سیاریم ما

آب و گل کی می شود صاحب بصیرت را حجاب؟

همچو چشم دام، زیر خاک بیداریم ما

طوطی از گفتار در زنگ قساوت غوطه زد

از سیه کاری همان سرگرم گفتاریم ما

کام تلخی را ثمر هرگز ز ما شیرین نشد

بر زمین چون سرو از بی حاصلی باریم ما

حفظ صورت عاقبت بین را دعای جوشن است

در میان زنگیان، آیینه تاریم ما

گرچه ما را نیست وزنی در نظرها چون حباب

قدر ما این بس که دریا را هواداریم ما

سبزه خوابیده، زیر سنگ قامت راست کرد

از گرانجانی همان در زیر دیواریم ما

سینه اش را از خدنگ آه، جوشن کرده ایم

هر چه با ما می کند، گردون سزاواریم ما

کوه غم بر خاطر آزاده ما بار نیست

خنده رو چون کبک در دامان کهساریم ما

هیچ کس را دل نمی سوزد به درد ما، مگر

در سواد آفرینش چشم بیماریم ما؟

خود درآزاریم و از ما دیگران هم در عذاب

در حریم میکشان صائب چو هشیاریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱شیوه های چشم او را در نظر داریم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲از حیات بی وفا یاری طمع داریم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۳یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴پیش آن آیینه رو راه سخن داریم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵گرچه ما را نیست بر روی زمین ویرانه‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۶از تحمل خصم را هموار می سازیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.