پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

اشک پیش مردم فرزانه می ریزیم ما

در زمین شور دایم دانه می ریزیم ما

از کمین گریه ما ای فلک غافل مشو

بی خبر چون سیل در ویرانه می ریزیم ما

قطره گوهر می شود چون واصل دریا شود

آبروی خویش در میخانه می ریزیم ما

بر سر آب روان زندگانی چون حباب

ساده لوحی بین که رنگ خانه می ریزیم ما

نیست در طینت جدایی عاشق و معشوق را

شمع از خاکستر پروانه می ریزیم ما

مرد سیلاب گرانسنگ حوادث نیستیم

رخت هستی را برون زین خانه می ریزیم ما

خاطری معمور کردن، از دو عالم خوشترست

گنج را در دامن ویرانه می ریزیم ما!

تا مگر مرغ همایونی شکار ما شود

پیش هر مرغی که باشد دانه می ریزیم ما

پیش ازان دم کز نصیحت عیش ما سازند تلخ

زهر خود بر مردم فرزانه می ریزیم ما

یا در آن زلف پریشان جای خود وا می کنیم

یا به خاک ره ز دست شانه می ریزیم ما

دیگران ز افسانه می ریزند صائب رنگ خواب

سرمه بیداری از افسانه می ریزیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲بی کسی را کعبه مقصود می دانیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳آسمان را خانه زنبور می دانیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴خون دل را باده گلفام می دانیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵گرچه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶نور معنی در جبین تاک می بینیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.