پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲

بی کسی را کعبه مقصود می دانیم ما

خضر را شمشیر زهرآلود می دانیم ما

هستی مطلق بود از خودنمایی بی نیاز

هر چه آید در نظر نابود می دانیم ما

نیست ما را وحشتی از برگریزان حواس

این زیان ها را سراسر سود می دانیم ما

بار منت برنمی تابد دل آزادگان

ترک احسان را ز مردم جو می دانیم ما

آفتاب و ماه را با آن ضیا و روشنی

دیده های شیر خشم آلود می دانیم ما

حق به دست ماست گر چشم از جهان پوشیده ایم

آسمان را خانه پردود می دانیم ما

شورش محمود، عالم را اگر بر هم زند

از ایاز عاقبت محمود می دانیم ما

با دل بی آرزوی خویش می بازیم عشق

رتبه این آتش بی دود می دانیم ما

برنمی دارد رعونت خاطر آزادگان

سرو را شمشیر زهرآلود می دانیم ما

حلقه در از درون خانه باشد بی خبر

دیده های باز را مسدود می دانیم ما

دعوی هستی درین میدان دلیل نیستی است

هر که فانی می شود موجود می دانیم ما

در شبستان رضا تیغ زبان شکوه نیست

شمع ناحق کشته را خشنود می دانیم ما

در دل هر کس که صائب آه دردآلود نیست

بی تکلف، مجمر بی عود می دانیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۴خون دل را باده گلفام می دانیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۵گرچه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۶نور معنی در جبین تاک می بینیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۷زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۸صبر و طاقت از دل بی تاب می جوییم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۰فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.