پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۵

گرچه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما

کار با اطفال چون افتاد مجنونیم ما

سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست

هر که از ما بگذرد چون آب، ممنونیم ما

نارسایی باده ما را ز دوران مانع است

گر حصاری در خم تن چون فلاطونیم ما

چشمه کوثر نمی سازد دل ما را خنک

تشنه بوسی از آن لبهای میگونیم ما

از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر

در تماشاگاه لیلی بید مجنونیم ما

شکوه ما نعل وارونی است از بیداد چرخ

ورنه از غمخانه افلاک بیرونیم ما

در وجود خاکسار ما به چشم کم مبین

کز سویدا نقطه پرگار گردونیم ما

چون صدف گر آبرو را با گهر سودا کنیم

پیش طبع بی نیاز خویش مغبونیم ما

روح ما از پیکر خاکی است دایم در عذاب

در ضمیر خاک زندانی چو قارونیم ما

از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارتر

هر که می گرداند از ما روی، ممنونیم ما

باعث سرسبزی باغیم در فصل خزان

در ریاض آفرینش سرو موزونیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۷زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۸صبر و طاقت از دل بی تاب می جوییم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۹تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۰فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۲خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۳دلبر محجوب می خواهد دل پر خون ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۴نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.