پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۷

زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما

رو نمی‌تابیم از سیلاب، دریاییم ما

پردهٔ غفلت نمی‌گردد بصیرت را حجاب

گرچه از پوشیده چشمانیم، بیناییم ما

مطلب ما گوهر عبرت به دست آوردن است

گر به ظاهر همچو طفلان در تماشاییم ما

شبنم ما را ز گل آتش بود در زیر پا

کز نظربازان آن خورشید سیماییم ما

وحشت ما کم نگردد ز اجتماع دوستان

چون الف با هر چه پیوندیم، تنهاییم ما

نیست خواب غفلت ما را به بیداری امید

چون ره خوابیده در دامان صحراییم ما

کرده‌ایم از خودحسابی نقد بر خود حشر را

فارغ از اندیشه دیوان فرداییم ما

با رفیقان موافق، بند و زندان گلشن است

هر که شد دیوانه، چون زنجیر همپاییم ما

سیل نتواند غبار ما ز کوی یار برد

کز نظربندان آن مژگان گیراییم ما

پیش پا دیدن ز ما صائب نمی‌آید چو شمع

بس که محو جلوهٔ آن قد رعناییم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۹تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۰فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۳دلبر محجوب می خواهد دل پر خون ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۵درنمی آید به چشم از لاغری مجنون ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۶راز دل را می توان دریافت از سیمای ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.