پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹

گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما

از ته دل چون خم سربسته در جوشیم ما

گر در آن محراب ابرو نیست ما را راه حرف

از دعاگویان آن صبح بناگوشیم ما

از نسیمی می شود بنیاد ما زیر و زبر

بحر هستی را حباب خانه بر دوشیم ما

رزق ما از شهد چون زنبور غیر از نیش نیست

ورنه این میخانه را صهبای سرجوشیم ما

از دل روشن رگ خواب جهان در دست ماست

گر به ظاهر همچو چشم یار مدهوشیم ما

نعل وارونی بود خمیازه آغوش ما

ورنه همچون موج با دریا هم آغوشیم ما

گرچه فانوس خیالیم این زمان صائب ز فکر

چشم تا بر هم زنی، خواب فراموشیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲بی کسی را کعبه مقصود می دانیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳آسمان را خانه زنبور می دانیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴خون دل را باده گلفام می دانیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵گرچه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶نور معنی در جبین تاک می بینیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸صبر و طاقت از دل بی تاب می جوییم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.